|
café☻☺☻créme وبلاگ یه سمپادی
| ||
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 5:48 PM ] [ سارا ]
تا حالا به دو تا چشمات توجه کردی؟! با هم میخوابن،با هم بیدار میشن،با هم میخندن،با هم گریه میکنن ولی هیچوقت همدیگه رو نمی بینن..... [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 2:15 PM ] [ سارا ]
کارگری خسته سکه ای از جیب جلیقه کهنه اش در آورد تا صدقه دهد ناگهان جمله روی صندوق دید و منصرف شد (صدقه عمر را زیاد میکند) [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 8:59 PM ] [ سارا ]
خدا صدا میاد ؟؟؟ میخوام داد بزنم بگم : دوشت دالم... عاشقتم... میشنوی؟ دوباره بگم؟ دوووووووووووووووووو ش ش ش ش ش ش ت د ال ل ل ل ل ل لم [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 8:58 PM ] [ سارا ]
اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي دوست داشتن مي باشند مراقب افكارتان باشيد كه تبديل به گفتارتان ميشوند مراقب گفتارتان باشيد كه تبديل به رفتار تان مي شود مراقب رفتار تان باشيد كه تبديل به عادت مي شود مراقب عادات خود باشيد که شخصيت شما می شود مراقب شخصيت خود باشيد كه سرنوشت شما مي شود [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 8:46 PM ] [ سارا ]
تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد به مادرم... که مهرش تا ابد در دلم جای دارد. تو بهترین گل، میان شهر گلهایی تو رنگ آفتابی، شب که می رسد، مثل ستاره، گوئیا مهتابی مادر خوبم، روزت مبارک [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 1:41 PM ] [ سارا ]
14اردیبهشت روز سمپاد مبارک!!!!!!
[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 3:42 PM ] [ سارا ]
[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 10:31 AM ] [ سارا ]
سلام.به وب http://storyboy7.blogfa.com/حتما برید.مطالبش عالیه وخودش اونارو مینویسه
[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 10:31 AM ] [ سارا ]
هنرپیشه معروف سینما؟ الف)محمدرضاگلزار ب)محمدرضاعلفزار ج)محمدرضاگندم زار د)محمدرضا دشت هنرپیشه مرحوم سینما؟ الف)رضاژیان ب)رضاماکسیما ج)رضافولکس د)رضاخاور هنرپیشه زن معروف سینما؟ الف)هدیه تهرانی ب)کادوی تهرانی ج)چشم روشنی تهرانی د)قابل نداره تهرانی بازیگرچشم روشن سینما و تلویزیون؟ الف)پارساپیروزفر ب)فارسا فیروزپر ج)پارساپیروزپر د)فارسافیروزفر بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب [ جمعه چهارم فروردین 1391 ] [ 3:26 PM ] [ سارا ]
همه به من میگویند:مثل بچه آدم باش! و من هنوز نمیدانم بین هابیل و قابیل کدام را انتخاب کنم [ چهارشنبه دوم فروردین 1391 ] [ 5:23 PM ] [ سارا ]
عجیب سالی بود سال 90: رقم آخرسال تولدتو با سن خودت جمع کن،میشه ۹۰ این در مورد همه است و هر۸۲۳ سال تکرار میشه! [ چهارشنبه دوم فروردین 1391 ] [ 5:22 PM ] [ سارا ]
[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 1:28 PM ] [ سارا ]
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 4:39 PM ] [ سارا ]
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 4:9 PM ] [ سارا ]
[ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 10:34 AM ] [ سارا ]
(در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)
(دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.) [ چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ] [ 8:4 AM ] [ سارا ]
مردی جوان در راهروی بیمارستان ایستاده، نگران و مضطرب. در انتهای کادر در بزرگی دیده می شود با تابلوی "اتاق عمل". چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح با لباس سبز رنگ از آن خارج می شود. مرد نفسش را در سینه حبس می کند. دکتر به سمت او می رود. مرد با چهره ای آشفته به او نگاه می کند. دکتر: واقعاً متاسفم، ما تمام تلاش خودمون رو کردیم تا همسرتون رو نجات بدیم. اما به علت شدت ضربه نخاع قطع شده و همسرتون برای همیشه فلج شده. ما ناچار شدیم هر دو پا رو قطع کنیم، چشم چپ رو هم تخلیه کردیم ... باید تا آخر عمر ازش پرستاری کنی، با لوله مخصوص بهش غذا بدی روی تخت جابجاش کنی، حمومش کنی، زیرش رو تمیز کنی و باهاش صحبت کنی ... اون حتی نمی تونه حرف بزنه، چون حنجره اش آسیب دیده ... با شنیدن صحبت های دکتر به تدریج بدن مرد شل می شود، به دیوار تکیه می دهد. سرش گیج می رود و چشمانش سیاهی می رود. با دیدن این عکس العمل، دکتر لبخندی می زند و دستش را روی شانه مرد می گذارد. دکتر: هه ! شوخی کردم ... زنت همون اولش مُرد !!!!! منبع:وبلاگ پسر ناب ایرانی [ سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 ] [ 3:3 PM ] [ سارا ]
آخر عاقبت دخترای وبلاگنویس آخرعاقبت حنا دختری درمزرعه
منبع:وبلاگ پسر ناب ایرانی
[ سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 ] [ 2:59 PM ] [ سارا ]
سلام یه وبلاگ جدید به نام فرشته کوچولو هست که توی لینکامه وبلاگ خیلی باحالیه حتما سربزنید
[ دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ] [ 3:21 PM ] [ سارا ]
[ پنجشنبه دهم شهریور 1390 ] [ 10:50 AM ] [ سارا ]
1) مدرسه رفتن بی فایده است چون اگه باهوش باشی معلم وقت تو رو تلف میکنه اگه خنگ باشی تو وقت معلمو.
۲) دنبال پول دویدن بی فایده است چون اگه بهش نرسی از بقیه بدت میاد اگه بهش برسی بقیه از تو. ۳) عاشق شدن بیفایده است چون یا تو دل اونو میشکنی یا اون دل تورو یا دنیا دل هردوتونو. ۴) ازدواج کردن بی فایده است چون قبل از 30 سالگی زوده بعد از 30 سالگی دیر. ۵) بچه دار شدن بی فایده است چون یا خوب از آب در میاد که از دست بقیه به عذابه یا بد از آب در میاد که بقیه از دستش به عذابن. ۶) پیک نیک رفتن بی فایده است چون یا بد میگذره که از همون اول حرص میخوری یا خوش میگذره که موقع برگشتن غصه میخوری. ۷) رفاقت با دیگران بی فایده است چون یا از تو بهترن که نمیخوان دنبالشون باشی یا ازشون بهتری که نمیخوای دنبالت باشن. ۸) دنبال شهرت رفتن بیفایده است چون تا مشهور نشدی باید زیر پای بقیه رو خالی کنی ولی وقتی شدی بقیه زیر پای تو رو خالی میکنن. 9) وبلاگ نویسی بی فایده است چون یا خوب مینویسی که مطلبتو میدزدن و حرص میخوری یا بد مینویسی که مطلبتو نمیخونن و حرص میخوری.
[ سه شنبه هشتم شهریور 1390 ] [ 7:32 PM ] [ سارا ]
آموزش
عالی گاهی محل خارق العاده ترین بنا های معماری جهان نیز به شمار می روند.
در زیر مجموعه ی کوچکی از خیره کننده ترین کتابخانه ها ی جهان وجود دارد.
چه تاریخی و چه مدرن، این مراکز علم و یادگیری، تاریخ و فرهنگ دوره های
مربوطه ی خود را هم حفظ کرده اند. من به شخصه نمی توانم در بعضی از این
کتابخانه ها تمرکز کنم زیرا بسیار زیبا هستند و چشم از دیدن آنها سیر نمی
شود. 15 کتابخانه ی برتر از این قرارند.
کتابخانه ی کانون دانشگاه – شهر نیویورک، آمریکا
کتابخانه ی مجلس کانادا – اتاوا ، کانادا
کتابخانه ی دست نوشته ها و کتاب های نادر Beinecke دانشگاه ییل – نیو هیون، کنکتیکت
کتابخانه ی حقوق مرکزی ایالت آیوا – آمریکا
کتابخانه ی سزالو Suzzalo در دانشگاه واشنگتن – سیاتل، آمریکا
کتابخانه ی ادمونت ابی Admont Abbey– اتریش
کتابخانه ی ایالتی – ویکتوریا، استرالیا
کتابخانه ی El Real Monasterio de El Escorial– مادرید، اسپانیا
کتابخانه ی خوزه وسکنسلوس (José Vasconcelos ) – مکزیکو سیتی، مکزیک
Real GabinetePortuguês de Leitura– ریو دژانیرو، برزیل
کتابخانه ی ملی فنلاند – هلسینکی، فنلاند
کتابخانه ی میچل Mitchell– سیدنی، استرالیا
کتابخانه ی کتابهای نادر توماس فیشر(Thomas Fisher) دانشگاه تورنتو – تورنتو، کانادا
کتابخانهیجرج پیبادی George Peabody– بالتیمور، مری لند
تالار الهیات استراحفStrahov– پراگ، جمهوری چک
و در پایان کتابخانه ملی ایران
[ سه شنبه هشتم شهریور 1390 ] [ 7:28 PM ] [ سارا ]
یه روزی یه جایی یه جوری یه کسی یه چیزی صبر داشته باش صبر داشته باش
[ سه شنبه هشتم شهریور 1390 ] [ 7:20 PM ] [ سارا ]
سلام دوستان گرامی: متاسفانه خیلی ها به وبلاگ من میان خوششون هم میادو قصد تبادل لینک دارند ولی به دلیل وارد کردن نادرست آدرسشون من نمیتونم وارد وبلاگ یا سایتشون بشم ازتون خواهش میکنم بیشتر دقت کنید تا حالا دو مورد بوده:خانوم مبینا وکسی دیگر که خودشون متوجه شدند امیدوارم دیگه مشکلی پیش نیاد مبینا جان شما هم اگه این پست رو میخونی بیا و آدرس صحیحتو بهم بده مرسی
[ سه شنبه هشتم شهریور 1390 ] [ 7:15 PM ] [ سارا ]
ساعت ۲ نصف شب در یک اتاق دانشجویی
ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست ساعت ۴ صبح هنگام خواب وضعیت تحصیل در خوابگاه اولین روزهای خوابگاه گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز پایان گفت و گو امکانات غذایی در خوابگاه طریقه ظرف شستن در خوابگاه اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان و این هم آخر عاقبتش!!
[ پنجشنبه سوم شهریور 1390 ] [ 2:30 PM ] [ سارا ]
[ چهارشنبه دوم شهریور 1390 ] [ 4:15 PM ] [ سارا ]
این جاده هایی پیر آه از این جاده های بی انتها آه از این همه راه های بی پایان با من بگو که در انتهای این جاده هایی پیر چه کسی در انتظار ماست!؟!؟ .
این مطلبو از وب سرزمین عجایب برداشتم که لینکش توی پیوند هام هست
[ چهارشنبه دوم شهریور 1390 ] [ 3:27 PM ] [ سارا ]
[ جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 ] [ 9:45 AM ] [ سارا ]
بزرگترین غم درخت... بزرگترین غم درخت این بود که تبر را از خودش ساختند...
[ سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ] [ 9:55 PM ] [ سارا ]
|
||